|
|
باسلام و درود فراوان برشما نقل قول از علی رضا خان عالی پیام بچه محل پدری مان با فاصله یکی دومحل نیمه شب پريشب گشتم دچار كابوس/ ديدم جناب حافظ *، توي صف اتوبوس گفتم: سلام خواجه ، گفتا عليك جانم / گفتم : كجا رواني ؟ گفتا : خودم ندانم گفتم : بگير فالي ، گفتا نمانده حالي / گفتم : چگونه اي ؛ گفت: در بند بي خيالي گفتم كه : تازه تازه شعر و غزل چه داري؟/ گفتا كه : مي سرايم شعر سپيد باري گفتم : ز دولت عشق ؟ گفتا كه : كودتا شد/ گفتم : رقيب ؟ گفتا : بدبخت كله پا شد گفتم : كجاست ليلي ، مشغول دلربايي؟/ گفتا شده ستاره در فيلم سينمايي گفتم بگو ز خالش آن خال آتش افروز ؟/ گفتا : عمل نموده ديروز يا پريروز گفتم : بگو ز مويش ، گفتا كه مش نموده / گفتم : بگو ز يارش ، گفتا : ولش نموده گفتم: چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شدست مجنون؟/ گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون گفتم : كجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش؟ / گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش گفتم : بگو ز ساقي حالا شده چه كاره/ گفتا : شدست منشي در توي يك اداره گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل / گفتا كه دست خود را بردار از سر دل گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها/ گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا گفتم : بكن ز محمل يا از كجاوه يادي/ گفتا : پژو دوو بنز يا گلف تك مدادي گفتم كه : قاصدت كو؟ آن باد صبح شرقي/ گفتا كه : جاي خود را داده به فاكس برقي گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره/ گفتا : به جاي هدهد د يش است و ماهواره گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد/ گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟ گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي/ گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي گفتم: سراغ داري ميخانه اي حسابي / گفت : آن چه بود از دم گشته چلو كبابي گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان/ گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان گفتم : شراب نابي تو دست و پات داري / گفتا : به جاش دارم وافور با نگاري گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها / گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟/ گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي *اندکی دخل و تصرف(دیدم بخواب حافظ) ادامه مطلب [ ] [ ] [ قندک ]
[ ]
|
| |